۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه

برای به ثمر نشاندن جنبش سبز تلاش می کنیم سامناک آقایی

شماری از فعالان کرد در حوزه های مختلف، روز پنج شنبه با انتشار بیانیه ای دیدگاه های خود نسبت به جنبش سبز و شرایط فعلی حاکم بر کشور را بیان کردند. در این بیانیه که با عنوان "جنبش سبز، جایگاه و مطالبات ما" منتشر شد، جنبش سبز، به عنوان "جنبشی کم نظیر و پر ظرفیت" تعریف و برتلاش برای به ثمر نشاندن آن تاکید شده است.

در آغاز بیانیه فعالان کرد آمده است: بیش از هفت ماه از آغاز جنبشی اجتماعی و نوین در ایران که به جنبش سبز شهرت یافته، می گذرد. جنبش کم نظیری که به یمن بهره برداری خلاقانه از امکانات وسیع و جدید ارتباطات جمعی، همچون شبکه های اینترنتی، تصویر برداری آماتور توسط دوربین های موبایل، شبکه های تلویزیونی ماهواره ای و غیره، به سرعت فضاهای مجازی و خبری را اشغال کرده و خود را به جهانیان معرفی نموده است. تکنولوژی نوین از هر ایرانی یک رسانه ساخته و عملا هر شهروند رسانه ای و غیر رسانه ای را عضو یک شبکه فراگیر اجتماعی کرده است. یکی از ویژگی های این شبکه اجتماعی تنوع هویت اعضای آن است، و چنانچه این تنوع و تفاوتها کاملا به رسمیت شناخته شده و مورد توافق و احترام متقابل قرار گیرد، در آینده جهت تحقق اهداف آن مفیدتر خواهد بود.

فعالان کرد در ادامه با اشاره به بخشی از خشونت های اعمال شده علیه شهروندان معترض در تهران، می نویسند: از آنجا که جنبش سبز تاکنون بر سیاق خودداری از خشونت تا حد امکان پیشرفته است و فاقد یک رهبری واحد است، بنظر می رسد ادامه این رویه از ظرفیت ایجاد دوره استبدادی جدید برای آینده ایران کاسته و به همان نسبت، گذار بسوی دمکراسی و آزادی و برابری، که همانا آرزوی دیرینه همه ایرانیان است را محتمل تر سازد. از سوی دیگر، گذر زمان موجب مواجهه جنبش سبز با مشکلاتی شده است. به عنوان مثال دامنه سرکوب و خشونتهای سی ساله ی غیر قابل باور و حیرت انگیز حکومت که قبلا در مناطقی چون کردستان بکار می رفت، امروزه بطور علنی در مقابل چشمان بهت زده جهانیان به تهران و شهرهای بزرگ کشور کشیده شده است. عریانی این خشونتهای دولتی با تمام تلخی های آن، می تواند عاملی باشد برای ایجاد یک گفتمان فرهنگی میان تمامی ایرانیان از هر جنس، ملیت، مذهب و باور، که باید نه تنها از تکرار خشونت در ایران آینده پرهیز کرد، بلکه باید هرگونه عامل خشونت زا مثل تبعیض و نابرابری را ریشه کن نمود، و این میسر نیست مگر با فرهنگ سازی.

در بخش دیگری از این بیانیه به دلایل عدم فراگیری جنبش سبز در گوشه و کنار کشور اشاره شده و آمده است: از جمله مشکلات دیگر، عدم فراگیری جنبش سبز یا به عبارت دیگر عدم برابری شدت موج ایجاد شده توسط جنبش سبز در مرکز و در حاشیه های کشور است که عمدتا محل سکونت ملیتهای غیر فارس زبان ایران می باشد. دلایل و عوامل این مشکل و راهکارهای برون رفت از آن نه تنها توسط فعالان سیاسی و فرهنگی ملیت ها، بلکه با مشارکت فعالان سیاسی و فرهنگی مرکز نیز باید به بحث و تبادل نظر گذاشته شده و امکان هر چه فراگیر تر شدن جنبش و کاهش توان سرکوب حاکمیت را فراهم آورد. نادیده گرفتن این مشکلات به بهانه امکان تضعیف اتحاد ائتلافهای حداقلی جنبش و اولویت بندی خواسته ها و موکول کردن مسئله گروه های ملی، زنان، کارگران و غیره، به آینده ای مبهم که هرگز فرا نخواهد رسید، هیچگاه ایران را به دمکراسی و آزادی نرسانده و نخواهد رساند. باید همین امروز و در گرماگرم مبارزات صداهای مختلف را شنید و پاسخ گفت، به ویژه که هم اکنون دست کم 20زندانی سیاسی کرد در خطر اجرای حکم صادره اعدام قرار دارند. بدون شک سکوت در این باره اجحاف بزرگی خواهد بود و نباید منتظر ماند تا در مرکز هم زندانیان سیاسی اعدام گردند، آنگاه اعتراض کرد! در چنین صورتی تنها برخورد دوگانه رژیم در اعدامهای سریع نمایشی در مناطقی چون کردستان و بلوچستان تداعی خواهد شد که این با نفس یک جنبش آزادیخواهانه و دمکراسی طلب در منافات است.

فعالان کرد که طی هفت ماه گذشته تقریبا سکوت اختیار کرده بودند، راه برون رفت از شراطی فعلی و رسیدن به شرایط ایده آل مورد قبول همه گروه های سیاسی و اقوام ایرانی را انتخابات آزاده دانسته و نوشته اند: تاکنون شاهد پخش بیانیه های مختلفی از سوی گروههای متفاوت مذهبی، اصلاح طلب و سکولار بوده ایم که اکثریت قریب به اتفاق آنها با تفاوتهایی انشایی و فکری، شامل مضامینی چون آزادی، دمکراسی و انتخابات آزاد بوده اند. ما جمعی از فعالان کرد که بدون شک خود را نماینده مردم کرد نمی دانیم، اما بخشی از همان مردمیم، با هم تبادل نظر کرده و برای اینکه جنبش نوین ایجاد شده در ایران، همگام با جنبش های آزادی خواهانه ی دیگر، به ویژه جنبش کرد بوده، وبدین ترتیب خطر عدم فراگیری این جنبش که نقظه ضعف اصلی و کنونی آن می باشد، رفع گردد؛موارد زیر را به عنوان مطالبات، یادآور می شویم:

۱- تدوین قانون اساسی جدید بر اساس به رسمیت شناختن حقوق گروه های مختلف ملی در ایران، و نیز به رفراندوم گذاشتن آن؛

۲- اجرای کامل مفاد بیانیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون ها و ملحقات آن، و تضمین دمکراسی، انتخابات آزاد بدون امکان حذف دگر اندیشان به بهانه نظارت استصوابی، آزادی بیان، اجتماعات، مطبوعات، احزاب و انجمنها؛

۳- حق انتخاب تمام مقامات سیاسی واجرایی توسط رای مردم؛

۴- عدم پوشش اجباری؛ برابری کامل جنسیتی، ادیان و مذاهب و ملیتها؛

۵- لغو حکم اعدام وآزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی.

۶ - تمرکز زدایی از قدرت و تقسیم قدرت سیاسی در مناطق مختلف کشور و مشارکت مردم هر منطقه در اداره منطقه خود که البته پیشنهاد نهادهای سیاسی عمده ی کرد در این باره ایجاد یک جمهوری دمکراتیک فدرال است.

۷- به رسمیت شناختن زبانهای متفاوت موجود در کشور.

۸- در نظر گرفتن سهمیه برای هر ملیت و نیز برای زنان، جهت حداقل مشارکت در پستهای اداره سیاسی کشور.

۹- تشکیل دادگاه عالی جهت رسیدگی به موارد نقض اجرای قانون اساسی و معاهده حقوق بشر.

این بیانیه در پایان با اشاره به بیانیه های مختلف و متعدد صادر شده طی هفت ماه گذشته از سوی گروه های مختلف سیاسی، بیان می کند:بدون شک در بیانیه های صادر شده توسط افراد و گروههای دیگراز جمله سکولارها، مواردی به عنوان کف مطالبات مطرح شده که می تواند در برگیرنده "بخشی" از مطالبات ما نیز باشد. به عنوان مثال می توان از بندهای۲ا۴ بیانیه ی آقای موسوی که خواهان تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات و تشکیل احزاب است، یاد کرد. ما ضمن مغتنم شمردن این اشتراکات، برای به ثمر رساندن جنبش سبز و تحقق خواسته های خود نیز از طریق مبارزات مدنی مسالمت آمیز چه در حال و چه در آینده، تلاش خواهیم کرد.



برای به ثمر نشاندن جنبش سبز تلاش می کنیم - roozonline.com

از 22 بهمن بگوییم - roozonline.com

بیانیه هفدهم میرحسین موسوی یکی از نقاط عطف مهم جنبش سبز مردم ایران بوده است؛ این نقطه عطف اما در واقع واکنشی بود به اتفاق مهمی که در عاشورا افتاد. در روز عاشورا برای اولین بار ما شاهد دو اتفاق مهم بودیم؛ اول آنکه مردم در برابر هجوم نیروهای سرکوبگر از خود دفاع کردند و دوم آنکه نشانه های تمرد به وضوح در دستگاه سرکوب حکومت مشاهده شد.

در حکومتهای ایدئولوژیک در معرض فروپاشی، عموما چهار نشانه را می توان مشاهده کرد :بحران مشروعیت، بحران کارامدی، بحران همبستگی و بحران سلطه. جمهوری اسلامی تا قبل از عاشورا سه بحران اولیه را به وضوح دارا بود. اما وقایع عاشورا، بحران مشروعیت حکومت را وارد مرحله جدی تری کرد.

دو بال مشروعیت حکومت جمهوری اسلامی پس از انتخابات بیش از پیش شکسته شده اند. تقلب آشکار در انتخاباتْ، ادّعای جمهوی اسلامی را مبنی بر اینکه مبتنی بر رأی مردم است، به تمامی غیرقابل‌قبول کرده است. ایستادن رودرروی مردم و عدم حل معضل انتخاباتی به روش‌های مسالمت‌آمیز و سرکوب تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم جای شکی در رد ادعای دموکراتیک بودن نظام جمهوری اسلامی باقی نگذاشته است. بال دوم مشروعیت‌بخشی به نظام جمهوری اسلامی نیز اینک بیش از هر زمانی شکسته و اتفاقاً این جمهوری اسلامی است که بیش از هر کس اسطوره‌های مشروعیت‌بخش خود را در هم شکسته است؛ آتش زدن عکس آیت‌الله خمینی و نمایش آن در تلویزیون، حمله به بیت آیت‌الله خمینی به عنوان مکانی مقدس در جمهوری اسلامی و کشتار مردم در روز عاشورا که موجب این‌همانیِ رهبر جمهوری اسلامی با یزید در ذهن مردمان شده، بیش از هر چیز موجب مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی گشته است.

جمهوری اسلامی از ابتدا به خاطر بحث تعهد و تخصص دچار ناکارآمدی بوده است. برآمدن احمدی‌نژاد بحران کارآمدی جمهوری اسلامی را بیش از هر زمانی تشدید کرده است. سی سال ناکارآمدی مزمن اینک ایران را در وضعیتی به راستی بحرانی قرار داده است. نرخ پایین رشد اقتصادی، نرخ بالای فساد اقتصادی، درصد بالای بیکاری و انواع و اقسام بحران‌ها ایران را در آستانه‌ انفجار قرار داده است.

جنبش سبز از همان ابتدا، بیش از هر زمان دیگری بحران همبستگی نخبگان حکومتی را تشدید کرده است. بخش‌های عظیمی از خودی‌ها، غیرخودی شده اند، و بخش‌های عظیمی از نیروهای مؤثر در ساختِ قدرت با یکدیگر دچار اختلاف اند که همین امر حکومت را بیش از پیش فلج کرده است.

در روز عاشورا بحران سلطه نیز رخ نمود. وقتی این چهار بحران را در کنار شعارهای رادیکال شده مردم که شخص رهبری و کل ساختار را هف قرار داده اند کنار هم می گذاریم، افق ایران بدون جمهوری اسلامی بیش از هر وقت نمودار می شود. اتفاقا حکومت هم این مسئله را به خوبی فهمید، از این رو نخبگان محافظه کار همچنان در قدرتی که خود نیز با خود اختلاف داشتند برای چند روز اختلافها را کنار گذاشتند و بر سرکوب بیرحمانه مخالفان پافشاری کردند. افراطی ترین لایه حکومت برای چند روز همه را پشت خود جمع کرد تا با یک سرکوب گسترده کار را یکسره کند. این پروژه در 9 دی به شکل مفتضحی شکست خورد چرا که حکومتی تمام امکاناتش را بسیج کرده بود، نتوانست جمعیتی کافی بسیج کند.

بیانیه هفدهم در پاسخ به چنین فضایی نگاشته شد، از سویی کوشید جنبش را از زیر ضرب سرکوب به در ببرد و از سوی دیگر راه نجاتی پیش پای حکومتی که اینک مثل گرگی زخم خورده در بن بست گرفتار آمده قرار داد. اما رفتار حکومت پس از بیانیه هفدهم نشان داده است که حکومت کنونی قصد حل کردن معضل از طریق مذاکره را ندارد. بیانیه موسوی اما با بیانیه پنج روشنفکر دینی همراه شد. اصل بیانیه اگر مصاحبه های تحریک کننده امضا کنندگان آن نبود شاید چندان سر و صدا و واکنشی را موجب نمی شد. مصاحبه های تحریک کننده امضا کنندگان که یکی نتایج رفراندوم آینده را پیشاپیش معین می کرد، دیگری اتاق فکر مشخص می کرد و قد و قامت این و آن را معین می کرد، تحقیر نیروهای سکولار و لفظ مدام تکرار شونده سفره و جمع و پهن شدن آن، در ادبیات امضا کنندگان و مصاحبه کنندگان همسو که بسان رنگ رخساری بود که خبر از سر ضمیر می داد، سد طرح مطالبات دیگرگروهها را شکست داد و گروههای دیگر نیز علیرغم آنکه تا آن روز حتی در پاسخ به فریاد جمهوری ایرانی و مرگ بر اصل ولایت فقیه مردم در خیابانهای تهران هم حاضر نشده بودند به صورتی متشکل صدایی در برابر صدای موسوی و کروبی بلند کنند، مبادا که در اتحاد جنبش خللی حاصل شود مطالبات خود را مطرح کردند. تا بدینجا علیرغم بعضی درشت گوییها از جانب هر چند سوی ماجرا نه تنها اتفاق بدی نیفتاده بلکه اتفاق مبارکی نیز افتاده است. همه سخنان خود را گفته ایم و همچنان متحدیم.

اینک اما تا 22 بهمن فرصت فراوانی نمانده و بهتر است سمت وسوی بحثها را به سمت 22 بهمن ببریم. سخن از ساکت شدن و بحث نکردن نیست. آن کسانی که خواهان همین جمهوری اسلامی هستند با ولایت فقیهش، شعار "جمهوری اسلامی آزاد باید گردد" را تبلیغ کنند. آنان که رفتن اقای خامنه ای را می خواهند "مرگ بر دیکتاتور" را تبلیغ کنند، آنانی که خواهان حکومتی دیگرند "مرگ بر اصل ولایت فقیه" را تبلیغ کنند و.... هرقدر که طرفداران هر یک از این شعارها بیشتر باشند در نهایت به سود جنبش سبز و به ضرر آقای خامنه ای است، بعد از 22 بهمن دوباره بحثهای دیگر را شروع کنیم و بعد از پیروزی وزن کشی کنیم. در این مهلت باقی مانده بیاییم از 22 بهمن بگوییم، 22 بهمن روز بزرگی است. یک بار دیگرباید نیروی خود را به این حکومت جور وجهل نشان بدهیم. 22 بهمن می آییم.




از 22 بهمن بگوییم - roozonline.com

آتش نشانی: چهارشنبه سوری قطعا مشکل داریم | ندای سبز آزادی

محمدرضا حاجی بیگی، مدیر عامل سازمان آتش نشانی شهر تهران، روز شنبه سوم بهمن در جمع خبرنگاران گفت: «برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم.»

آقای حاجی بیگی توضیح بیشتری در مورد «ویژه» بودن چهارشنبه سوری امسال ارائه نکرده اما آنطور که خبرگزاری ایسنا نوشته، به خبرنگاران وعده داده که در این باره در فرصتی دیگر مفصل صحبت کنند.

در سال های اخیر همواره مراسم کهن چهارشنبه سوری با حوادث بسیاری همراه بوده و حجم کار مراکزی چون آتش نشانی و بیمارستان های سوانح سوختگی به طرز چشمگیری در این شب افزایش می یابد.

به نظر می رسد با توجه به موج نارضایتی موجود در جامعه که در ماه های پس از انتخابات از هر مناسبتی برای حضور در خیابان ها و نمایش (مسالمت آمیز) اعتراض خود استفاده کرده، مسوولان جمهوری اسلامی امسال بیش از همیشه نگران چهارشنبه سوری هستند.

حوادث روز عاشورا که گروه هایی از مردم در موقعیت هایی به مقابله با نیروهای امنیتی برخاسته و حتی کیوسک کلانتری یا ماشین نیروی انتظامی را به آتش کشیدند، به این نگرانی ها دامن زده است.




آتش نشانی: چهارشنبه سوری قطعا مشکل داریم | ندای سبز آزادی

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter