مقدمه: دو نوشته ی «کنش مهارناپذير و اضطرابِ مغاک/ رئوف طاهری» (سايت جرس) و «کندوکاوی پيرامون خشونت سياسی/ علی افشاری» متونی هستند که از يک گفتارِ فکریِ سابقاً مشترک (روشنفکری دينی) به مسئله ی خشونت در فردایِ عاشورای ۸۸ پرداخته اند. اما علی رغم اين اشتراکِ قبلی، تداوم و امتدادِ ايده ها و موضع گيری های کنونیِ اين دو نوشته از آن سنتِ فکریِ مشترک، منشعب شده و به قدر خود، دو جايگاه يا دو موضع فکری را تعیّن می بخشند: يکی موضع داخل، موضع خيابان و ديگری موضع بيرونی که قضايا و حوادث را از فاصله ای امن رصد می کند. همين فاصله، خود، مبين مهم ترين تفاوتِ سياسی اين دو متن و موضع گيری است: تفاوتی حتا بنيادی تر از آن چيزهايی که طرح می شود. چيزی که برای يکی جزيی از هستی روزمره اش است و برای ديگری، حداکثر، خبرهايی از «ميهن تلخ».
***
مهم ترين ويژگی نوشته ی آقای افشاری راه دادن به تحليل انضمامیِ «خشونت» با رجوع به وضعيتِ خاصِ پيکارهای سياسیِ موجود و امتناع از تاييد و يا ردِ پيشينیِ کاربردِ آن است. به بيان ديگر نکته ی مهم در بحثِ خشونت چيزی نيست مگر اين نکته که رويکردِ پيشينی به اين مقوله و تجويز يا عدم تجويزِ آن اشتباهی است هم تئوريک/تاريخی و هم سياسی. ردِ پيشينی خشونت، بی اعتنا به شرايطِ انضمامی هر موردِ تاريخیِ خاص، طبيعتاً به نوعی کلیگويی، فرصت سوزی و نهايتاً گونه ای محافظه کاری نقابدار راه می برد.* اما از قضا نکته ی اصلی اين است که نوشته ی آقای افشاری نهايتاً در خصوصِ برهه ی تاريخی و حساسِ کنونیِ ايران از اين کار عاجز است و هرچند در مثال هايی که آورده اند اين «تحليل انضمامی وضعيتِ انضمامی» گوشزد شده اما درباره ی خودِ ايران چنين چيزی لحاظ نمی شود. به بيان ديگر بحثِ خشونت از جايگاهِ تاکتيک سياسی و در ارتباط با ديناميسم، محدوديت ها و امکاناتِ جنبش سبز از يکسو و از سوی ديگر مختصات و توانِ نيروهای سرکوبگر و هارِ دولتی طرح نمی شود. بحث خشونت در نزدِ آقای افشاری هنوز هم فرصتی است برای طرح چکيدهی نظراتِ مختلف در بابِ آن و دفاعی اخلاقی از مقاومتِ "محکم" مردم در روز عاشورا و نه احياناً فکر کردن بر اساس الزامات، تأثيرات و تبعاتِ آن بر پيکارهای سياسیِ مردمان در روزهای بعد. کل چيزی که آقای افشاری طرح کرده اند چيزی نيست مگر اين نکته که خشونت، بعضی وقت ها، مهارکننده ی خشونتِ افسارگسيخته ی دولتی است و از اين حيث نبايد آن را به کلی کنار گذارد. بله! اما مسئله ی اصلی ما، مسئله ی اصلی کسانی که در ايران و در چند ماهِ بعدِ انتخابات به خيابان آمدند و حتا آن ها که نيامدند، حقيقتاً اين است؟ و آيا اينکه آقای افشاری تنها به روز عاشورا و نه روزهای سختِ فردا می پردازند تصادفی است؟ يا اينکه برآمده از محدوديتِ ساختاری موضع ايشان است؟ موضعی که بالاجبار اضطرارِ روزهایِ بدِ فردا برايش مفهوم و ملموس نيست.
کار دشوار، دقيقاً، چيز ديگری است: قرار دادنِ مسئله ی خشونت در متنِ الزامات، مصائب و امکاناتِ جنبش سبز، بر اساس «تداوم» و نه احياناً راديکاليسمِ آن. جنبش سبز در مقامِ فراگيرترين، مهم ترين و سياسی ترين جنبش اجتماعیِ ايرانِ بعدِ انقلاب، در فردای عاشورا و روزهای بعدِ آن بيشتر از آن که نياز به تغيير جهت و راديکاليسمی بيشتر داشته باشد، محتاج روش ها، تاکتيک ها و استراتژی های خلاقانه ای است که تداوم و استمرار آن را حفظ و تضمين کند. اهميتِ استمرار جنبش و اولويتش بر راديکاليسمِ آن در مقطع کنونیِ مبارزه، به نظر من، نه انتخابی دلبخواهی و شخصی که از الزامات و وفاداری به آکسيوم های عامِ جنبش ناشی می شود. جنبش سبز اگر که تاکنون از بلايا، دسيسه ها و توحشِ زورِ حاکم جان به در برده به لطفِ چيزی نبوده مگر مدد گرفتن از ريشه ها، خلاقيت ها و اصولِ خود. با عطف توجه به همين ها است که می توان چنين نوشت که: خشونت صرفاً به واسطه ی پيامدها، اثرات و تبعاتش است که بايد موشکافی شود نه احياناً بر اساس روشنگری هایِ تاريخی_تئوريکِ از سر حوصله. اين ها، يعنی تاکيد بر تأثير پيامدهای خشونت (کاملاً واضح است که خشونتِ دولتی) بر استمرار جنبش سبز و عطفِ توجه به اين نکته بر اساس خاستگاه ها و آکسيومهای جنبش سبز، دو نکته ی اصلی و به غايتِ مهم مقاله ی آقای طاهری هستند که متاسفانه در هياهوهایِ بعضاً نامسئولانه ی روزهای اخير چندان به گوش نرسيد. نکته ی مهمی که می شود از مقاله ی آقای طاهری استنتاج کرد اين است که تداوم جنبش سبز، فی نفسه، به معنای حفظِ راديکاليسمِ آن نيز هست. رجوع به ريشه ها و خاستگاه های اين جنبش معنايی ندارد جز تلاش برای «تکرار» ۲۵ خردادِ هشتاد و هشت و رخداد ۲۵ خرداد به واقع چيزی نبود مگر خودِ محقق شدنِ آرمان ها و ايده ها جنبش مردم و نه احياناً وسيله ای برای رسيدن به آن ها.
با توجه به اين نکات نهايتاً مسئله ی خشونت را می توان چنين طرح کرد: گرفتارشدن در دامِ پهن شده در فردای عاشورا (و نه خودِ عاشورا) از حيث تدوام و وفاداری به آکسيوم های عامِ جنبش سبز مستلزمِ چه هزينه هايی است و اساساً به چه معناست؟ مسئله دقيقاً فردا و فرداهای بعدِ عاشورا است و نه دفاع مردان و زنانِ کوچه و خيابان از شرافت، آزادی و انسانيتِ همه ی ما. مسئله اين است که اين چطور بايد پيچ تند را از سر گذراند و نه هراس از مواجهه با آن. و اين نکته ی بسيار حساسی است که برجسته شدن احتمالی آن را، آن هم در متن سکوتِ عامِ روشنفکری ايران در داخل، مديون نوشته ی «کنش مهارناپذير و اضطرابِ مغاک» هستيم. بحث در اينجا به چارچوبی ارتباط پيدا می کند که درست فرداهایِ عاشورا، پيکارهای سياسی در دل آن اتفاق می افتند: اينکه زمين بازی را خودِ ما چيده ايم و يا اينکه در زمين آن ها، بازی خواهيم کرد؟ از همين جايگاه و در کنارِ مردان و زنانِ کوچه و خيابان است که بايد به خشونت های احتمالی، تحميل آن، بسط و تشديدش و چگونگی مقابله با آن فکر/عمل کرد و از قضا اين همان کار دشواری که سراپا از تخيلات و توهماتِ فانتاستيک بری است: همه ی آن کسانی که صبح عاشورا انتخاب کردند که به خيابان بروند و حتا آن ها که انتخاب نکردند، دقيقا همين ها هستند که بايد به خشونت فکر کنند و در برابرش منعطف و تيز باشند: خشونت ديگر مسئله ای بر رویِ کاغذ نيست. خشونت در همان زمينی است که بر آن می دوند، در همان هوای آلوده ای است که تنفسش می کنند و در همان زخم مهلکی است که بر بدن شان حک می شود؛ آری همين ها هستند که در اوج شهامت و شرافت شان، در وسط خيابان، شايد تصميم بگيرند که تسليم خشونت نشوند، آن را به زانو درآورند و عملاً بحثش را تمام کنند. و همه ی حرف بر سر آن است که بايد و نبايدها، ترس و لرزها و اگرهای مبارزه و خشونتِ احتمالی آن، درست، از موضع همين مبارزانِ بی نام و نشانِ خيابان های ايران است که بايد طرح شود و به پاسخ برسد و نه از مأمنِ امنِ بيرون و يا صفحاتِ خموش کتا ب هایِ دست چندم. خيره شدن در مغاک، همان طور که نيچه گفته بود، اين خطر را به همراه دارد که مغاک نيز به جان مان نگاه دوزد و اين همان هراسی است که از بيرون و از فاصله ی مطمئن تصاوير تلويزيونی، اساساً، مفهوم نيست و تجربه نمی شود و جفای بزرگی است اگر اين اتهام و درشتی را آسان خرج کنيم.
دامون افضلی
پانويس ها:
* ن.ک به: «در مذمت خشونت و در ستايش دفاع سبز/ علی عليزاده» و «اسمش را نياور/ انوشيروان گنجی پور»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.