سید مجتبی واحدی
مدتی است گزارش جلسات مجلس تدوین قانون اساسی با فیلتراسیون ویژه «رسانه میلی» از برخی شبکه های سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود. تا حدود ۴۰روز پیش ، سانسور تصویر مرحوم آیت اله منتظری ، مهم ترین گرفتاری سانسور چی های ضرغامی بود زیرا حتی تصویر آن پیرمرد هم خواب را از چشم برخی افراد می ربود.
اما ملک الموت به داد «کینه توزان وحشت زده » رسید و باعروج مرحوم منتظری ورفع دلهره برخی « از ما بهتران » اکنون گاه به گاه صدای مهربان آن پیر سفرکرده ازسیمای حکومتی پخش می شود تا برای مردم، جبران کننده بخشی از صداهای گوشخراش و آکنده از کینه باشد.
اماگزارش دهی از جلسات مجلس تدوین قانون اساسی برای دست اندرکاران صدا وسیما همانقدرعذاب آور است که پخش مشروح سخنرانی۱۲بهمن ۵۷رهبر فقید انقلاب دربهشت زهرا! آنها نمی دانند اظهارات آیت اله سبحانی در خصوص عدم تناسب موضوع « نظارت بر انتخابات » با جایگاه وتخصص اعضای شورای نگهبان را سانسور کنند یا سخنان آیت اله مکارم شیرازی که ضمن مخالفت با واگذاری « فرماندهی کل قوا» به رهبری ، به همکاران خود در مجلس تدوین قانون اساسی یادآوری می کرد « آنچه انقلاب اسلامی را در برابر ارتش صدها هزار نفری شاه پیروز کرد حمایت قاطبه مردم از رهبری انقلاب بود وتداوم پیروزی هم ، به ادامه حمایت مردم بستگی دارد نه امربری نیروهای مسلح از ولی فقیه!» اما بدون تعارف باید گفت بیشترین نگرانی سران صدا وسیما در هنگام پخش گزارش جلسات مجلس تدوین قانون اساسی ، مربوط به برخی اظهار نظر های مرحوم بهشتی در جایگاه اداره آن مجلس است.او یک روز از اینکه عده ای «عدم پذیرش ولایت فقیه » را معادل « انکار ضروریات دین » بدانند ابراز تاسف می کرد و روز دیگر با امید فراوان اظهار می داشت «دیگر آن زمان گذشته است که به نمایندگان مردم بگویند به شما مربوط نیست»
گزارش جلسات مجلس تدوین قانون اساسی که این روزها با تقطیع فراوان از رسانه انحصاری احمدی نژاد پخش می شود در سال ۵۸با چند ساعت تاخیر از تلویزیون پخش می شد. نگارنده این سطور ـ که آن روزها به تازگی وارد ۱۶سالگی شده بود ـ با علاقه وامید فراوان ، گزارش جلسات را از تلویزیون ، تعقیب می کرد ونکات جالبی از آن روزها به یاد دارد.
دیروز که سخنان محمدجواد لاریجانی(*) در خصوص «فاجعه کهریزک » وتلاش او برای کم اهمیت نشان دادن این « ننگ » را در برخی سایتها خواندم بی اختیار به یاد روزی افتادم که تدوین کنندگان قانون اساسی در حال بررسی اصل ۳۸بودند . در آن روز بحث جالبی میان اقایان بهشتی و مشکینی در گرفت که متن مجادله مورد نظر به نقل از صورت جلسه منتشره (روز پنجم مهرماه ۵۸ ) به شرح زیر بوده است:
مشکینی - شکنجه به هر نحو برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است ما معتقدیم که این یک امر غیر اسلامی و غیر انسانی است و رای هم به این میدهیم ولی بعضی از مسائل باید مورد توجه قرارگیرد مثل اینکه احتمالاً چند نفر از شخصیت های برجسته را ربودهاند و دو سه نفر هستند که میدانیم اینهااز ربایندگان اطلاع دارند واگر چند سیلی به آنها بزنند ممکن است کشف شود آیا در چنین مواردی شکنجه ممنوع است؟
رئیس (آیت الله منتظری)- کسب اطلاع راه هایی دارد که بدون آن هم میتوانند آن اطلاعات را به دست آورند.
مشکینی – اگر چند شکنجه اینطوری به او بدهند مطلب را میگوید مثلاً در واقعه استاد مطهری یک فردی میشناسد که احتمالاً ضارب چه کسی هست اگر به او بگویند تو گفتی میگوید نه
رئیس - ضرر این کار بیش از نفعش هست.
مشکینی – مساله دفع افسد به فاسد آیا در این موردصدق ندارد با توجه بهاینکه در گذشته هم وجود داشته است ؟
دکتر بهشتی - آقای مشکینی توجه بفرمایید که مساله راه چیزی بازشدن است. به محض اینکه این راه باز شد و خواستند کسی را که متهم به بزرگترین جرم ها باشد یک سیلی به او بزنند مطمئن باشید به دا غ کردن همه افراد منتهی میشود. پس این راه را باید بست. یعنی اگر حتی ده نفر از افراد سرشناس ربوده شوند و این راه باز نشود جامعه سالمتر است.
رئیس - اگر گناهکاری آزاد شود بهتر از این است که بیگناهی گرفتار شود."
نگاه دقیق به این مجادله نشان می دهد از ابتدای انقلاب دیدگاهی در کشور وجود داشته که « رفع هر نوع خطر احتمالی از جان و جایگاه مقامات کشوری» را از «حفظ حقوق شرعی و قانونی شهروندان ایرانی » مهم تر می دانسته است .
اظهارات اخیر جواد لاریجانی در خوش بینانه ترین فرض ، نشانه زنده بودن همان تفکری است که طرح آن در سال ۵۸موجب نگرانی روحانیون روشن ضمیری چون بهشتی و منتظری شده بود. امروز نه کسی که مقداری شکنجه برای «حفظ جان عالی مقامان جمهوری اسلامی» رامجاز می شمرد در میان ماست ونه دو روحانی مردم دار که نگران « به کار گیری داغ ودرفش علیه مردم به خاطر آسایش مقامات کشوری» بودند، امروزهستند تا تحقق پیش بینی خودرا شاهد باشند. اما طرفداران نظریه « داغ ودرفش » با دسترسی آزادانه به رسانه های عمومی ، از جنایت کاران کهریزک دفاع می کنند و علیرضا بهشتی به تلافی مردم داری که از پدر خویش به ارث برده است در زندان کسانی است که با وقاحت از قاتلان کهریزک حمایت می نمایند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.