۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

جنبش راه سبز - مواجهه خواص با اخطار آقای خامنه ای

مسیح علی نژاد

کودتا زمانی شکل واقعی تر و البته کم هزینه تر به خود می گیرد که کودتاگران به جای کشتن سران جنبش، آنها را در ذهن و باور طرفداران شان بکشند.

کاری که این روزها دولت کودتا با اتکا به تمامی رسانه های هوادار دارد با کروبی و خاتمی و میرحسین انجام می دهد. به جای آنکه دستور برخورد و زندانی کردن سران جنبش را بدهد و یا همانند روزهای نخست از ظن خویش با مردم یار شود و موج خونخواهی آنان را تیتر نخست خود کند، برای ایجاد اختلاف میان سران جنبش و بدنه آن اختلاف افکنی می کند.

بی شک انتشار اخبار مربوط به نامه خاتمی به خامنه ای و تشویق و ترغیب جنبش به تعبیر عقب نشینی موسوی در بیانیه هفدهم در همین راستا بوده است. مانده بود شیخ که او هم بی نصیب نماند. اینبار انتشار خبری به نقل از کروبی در خبرگزاری فارس نیز در راستای طرح اختلاف افکنی بوده است. خبری که فارس می نویسد شیخ مهدی کروبی رئیس جمهور را به رسمیت می شناسد. اما در گفتگوهایی که دیروز مجتبی واحدی با آقای کروبی و خود من به عنوان خبرنگار با ایشان داشته ام هرگز نشانی از به رسمیت شناختن احمدی نژاد نیافته ام.

باید اعتراف کرد دولت کودتا با تمامی کوتاه فکری اش در برخوردهای سرکوب گرانه با مخالفان تا حدودی هم موفق به اجرای طرح های خود شده است وقتی درست در روزهایی که خبر مهم مربوط به ترور استاد دانشکده فیزیک منتشر می شود همه به دنبال صحت و سقم خبر خبرگزاری فارس هستند به جای آنکه موجی درگیرد تا صحت و سقم بازرسی منزل مسکونی استاد مسعود علی محمدی تنها یک روز پیش از ترور مشخص شود تا غده های سرطانی ترور در کشور شناسایی شود.

درست در روزهایی که هاشمی رفسنجانی سکوت شکست و منت گذاشت و گفت بحران موجود در کشور تنها به دست آقای خامنه ای قابل حل است، ناگهان همه به دنبال تبانی خاتمی و هاشمی و کروبی با آقای خامنه ای بر آمده اند به جای آنکه به دنبال پاسخگویی رهبری نظام در برابر بحران موجود بر آیند.

یادمان نرود آقای خامنه ای در آخرین صحبت خود به خواص توصیه کرده اند که دست از صحبت های دوپهلو بردارند. این یعنی چه؟

آیا مخاطب آقا در کسوت رهبری نظام و تاکید بر واژه خواص کسانی غیر از آقایان هاشمی ، موسوی، کروبی و خاتمی هستند؟ آیا توقع رهبری غیر از این است که این خواص باید مواضع صریح خود را در برابر معترضان یا به تعبیر خودشان فتنه گران به صورت صریح اعلام کنند ؟ آیا آقای خامنه ای از خواص نمی خواهد تا بدون آنکه دوپهلو سخن بگویند، حساب خودشان را از جنبش معترضان ایران جدا کنند تا بدنه جنبش ضعیف تر و سپس سرکوب فتنه و یا مدیریت بحران به آسانی محقق شود؟

در مقابل خواص چه کرده اند؟

آیا آقای هاشمی در سخنان خود که هم بحران را تاکید کرده و هم مسوول سامان دادن به این بحران را آقای خامنه ای دانسته است به اخطار آخر رهبری پاسخ گفته و دست از دوپهلو حرف زدن برداشته است؟

آیا آقای کروبی وقتی احمدی نژاد را رئیس دولت نظامی می داند که آقای خامنه ای در کسوت رهبری آن نظام رئیس دولت آن را تنفیذ می کند، دست از دوپهلو حرف زدن برداشته است؟

آیا آقای خاتمی که از طرفی از اعتقاد به اصل ولایت فقیه حرف می زند و از طرفی می گوید حرف آخر جنبش را مردم و سپس موسوی می زند، دست از دو پهلو حرف زدن برداشته است؟

بیانیه آخر موسوی چه می گوید؟ مگر غیر از این است که آقای موسوی در بیانیه آخر تاکید کرده است تا مادامی که حاکمیت وجود بحران در کشور را نپذیرد مردم عقب نشینی نخواهند کرد؟

حال یک سوال ساده مطرح است: آیا خواص به اخطار رهبری پاسخ درخور داده اند؟

آقای خامنه ای در کسوت رهبر از همین خواص خواسته است تکلیف خودشان را در اعلام مواضع صریح شان به سرعت روشن کنند تا آشکار شود که آیا آنها با رهبری و دولت منصوب ایشان هستند یا با مردم.

آیا در این شرایط خواص هم باید به رهبری لبیک بگویند و صریح و شفاف موضع گیری کنند تا بازی همانگونه که به خواست حاکمیت است رقم بخورد؟ یا ادروگاه معترضان که خود رسم دیگری برای بازی در میدان سیاست دارد باید بر اساس علم سیاسی خویش عمل کند؟

کدام را به نفع جنبش می دانید؟

۱- اصرار بر دوپهلو حرف زدن از سوی سران یا همان خواص تا مسولیت پذیرشدن کامل رهبری و دولت کودتا؟ یعنی سران جنبش ضمن تاکید بر بحران موجود در جامعه( بحرانی که به شدت توسط حاکمیت انکار می شود) رهبری نظام را تنها فرد مسوول بدانند و دولت منصوب ایشان را نیز مسولیت پذیر بحران موجود معرفی کنند. و پس از اتمام حجت نهایی راهکارهایی اجرایی خود را پیش رو بگذارند. انتخاب این شیوه ممکن است در نهایت به کوتاه شدن عمر چهارساله دولت احمدی نژاد بیانجامد و رهبری نظام را نیز پاسخگو سازد.

۲- افتادن سران جنبش یا خواص در ورطه ای که آقای خامنه ای و یا حاکمیت آن را ترسیم و طراحی کرده اند. موضع گیری صریح یا به عبارتی روشن شدن تکلیف سران جنبش که آیا همراه با آقای خامنه ای و دولت منصوب ایشان هستند یا با جنبش معترضان. با برگزیدن این شیوه و در صورت دوپهلو حرف نزدن خواص، ممکن است راه های برخورد جدی با سران و سرکوب بدنه جنبش در داخل ایران آسان تر طی شود که در نهایت بعید هم نیست که به دخالت نظامی غرب منجر شود.

کسانی که برای کروبی و موسوی و خاتمی و حتی هاشمی این حق را قايل نیستند که به اندازه بضاعت و توانایی و درک خودشان از فضای فعلی سیاست ایران ایفای نقش کنند چه پیشنهاد اجرایی دارند؟

معلوم است که مردم بنا بر تاکید خود سران، جلودار جنبش معترضان ایران شده اند اما مردم خواسته های خودشان را باید از کدام مجاری محقق کنند و آیا ماندن در خیابان مستلزم پاسخگو ساختن حاکمیت توسط سران نیست؟

کسانی که از به رسمیت شناختن احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت این نظام که پس از تنفیذ رهبری باید مسئولیت بحران را بپذیرد تعبیر سازش می کنند چه گروه هایی هستند، چه نیروهایی در جنبش دارند، چه جایگاه و وزنی در بدنه جنبش دارند و خودشان چه راهکارهای عملگرایانه ای را پیشنهاد می کنند؟

این ها پرسش های ساده یک خبرنگار است از همه کسانی که پس از بیانیه آخر موسوی و اعلام موضع آخر شیخ مهدی کروبی و در عین حال واسطه گری آقای خاتمی و انداختن مسئولیت به شانه رهبری نظام توسط هاشمی باز هم معترض باقی مانده اند اند راه عبور از سیاستمداران داخلی را تنها راه چاره می دانند. خبرنگاری که می داند اگر هاشمی ، کروبی ، خاتمی و موسوی منافع نظام را به منافع ملت ترجیح دهند آنگاه کل جنبش می شود پرسشگر سران معترضان و به جای پاسخگو ساختن دولت کودتا، ابتدا پاسخگو ساختن سران معترض را در دستور کار قرار می دهد .

اما پیش از همه این شتاب ها به گمانم ابتدا باید به این پرسش ها پاسخ داد و سپس مراقب بود که در دام دولت کودتا و بال بال زدن کودتاگران برای تخریب کروبی، خاتمی و موسوی گرفتار نشد. اگر قرار باشد پاسخگو ساختن موسوی و کروبی در دستور کار بدنه جنبش قرار گیرد نیازی به مدیریت این پرسشگری از سوی کودتاگران و قاتلان پرسشگری در ایران نیست. آنچه به وضوح دیده می شود در روزهای نزدیک به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی این است که کودتاگران برای آنکه خیابان ها را دوباره به معترضان نبازند، بهترین شیوه را برگزیده اند: ترور سران جنبش در اذهان طرفداران جنبش.

از آنجایی که ملت هرگز عهد اخوت مادام العمر با سران جنبش نبسته است و همیشه آماده انتقاد است این موجی که برای تخریب و جدایی موسوی و کروبی و خاتمی از بدنه جنبش در گرفته است کم از شلیک کردن به مردم در راهپیمایی سکوت ندارد. به همان اندازه بی رحمانه و با برنامه است. ملت پس از افشای تجاوزها و همراهی بی چون و چرای موسوی و کروبی آن هم در شرایط بحرانی و به هر حال غم انگیز نقطه امیدی برای اتکا و اعتماد یافت که اینک این نقطه امید هدف گلوله قرار گرفته است تا بدون خون و خشونت جنبشی را در کف خیابان های ایران ضعیف و زمین گیر کنند.




جنبش راه سبز - مواجهه خواص با اخطار آقای خامنه ای

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter