هادی قابل
چهلمین روز از فراق مردی فرا می رسد که دوست و دشمن، مذهبی و غیر مذهبی، مسلمان و غیر مسلمان، ایرانی و غیر ایرانی، روحانی و غیر روحانی و پیر و جوان او را ستایش کردند، و در غم از دست دادنش گریستند و دست تاسف برهم ساییدند.
چهل روز است که جنبش اصلاحی و سبز ملت ایران نبود پدر معنوی خود را با همه وجود احساس می کند. چهل روز است که خانواده های زندانیان سیاسی سنگ صبور خود را برای بیان دردها و رنجها از دست داده اند و مرحم گذار دلهای مجروح خود را در شفا خانه روح نمی یابند.
چهل روز است که شاگردان بر کلاس درس حاضر می شوند اما استاد بر کرسی درس تکیه نمی زند و قاب عکسش سخن های ناگفته را نجوا می کند. چهل روز است که احمد و سعید در نوبت خدمت به پدر حاضر نشده اند و بر در دفتر ایستاده و خوش آمد گوی سوگواران پدر هستند.
چهلمین روز فقدان مرجع تقلید، استاد، مرشد و مراد، وپدر معنوی مان، فرا رسید! در این چهل روز جز حسرت و سوز و گداز چه می توانستیم بکنیم؟!
آیت الله العظمی منتظری ( قدس سره) انصافا از معدود علما ومراجع تقلیدی بود که این گونه مورد توجه عمومی در داخل و خارج کشور قرارگرفته است. واکاوی این نکته حایز اهمیت است که چرا و چگونه یک مرجع تقلید در این حد از محبوبیت و توجه قرار می گیرد؟
آیت الله منتظری را به حق می توان یک انسان عالم فرا ملی، فرا دینی، فرا نسلی، و فرا جغرافیایی دانست. آنچه که بنده به عنوان یک شاگرد در ایشان یافتم، که سبب این توجه و محبوبیت جهانی شده عبارت است از:
1- به روز بودن؛ یکی از ویژه گی های بارز این مرد بزرگ به روز بودن در تمامی عرصه های نظری و عملی بود. هرگز بر یک نظر و دیدگاه تصلب نداشت. فرزند دلیل و استدلال بود. جز در اصول اولیه و بدیهی، در تمامی حوزه های اندیشه همواره به نظرات و دیدگاهها و استدلالهای دیگران توجه می کرد، اگر به حقیقتی می رسید اکراهی از بیان آن نداشت ولو آن که با دریافتهای پیشینش متفاوت بود! او مصداق سخن امام صادق(ع) بود که فرمود:« العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس» کسی که زمانه خویش را بشناسد، اشتباهات در عرصه نظر وعمل او را احاطه نمی کند.
2- خصیصه مردمی بودن؛ با مردم و برای مردم بودن، از خصیصه های انبیا و اولیای الهی است. امامان شیعه هم در حوزه رفتار همچون پیامبر(ص) بودند. بر خاک می نشستند، و بر سفره بیچارگان حاضر می شدند. بیچارگان و بردگان را بر سفره خویش می نشاندند و به درد دل آنها گوش فرا می دادند. و منتظری اینگونه بود. با مردم و برای مردم بود. حرف آنها را می شنید و درد دلشان را گوش می کرد. اگر کاری از دستش بر می آمد دریغ نمی کرد و اگرنه، اظهار همدردی و توصیه به صبر و بردباری می کرد و مرحمی بر دل مجروحشان می گذاشت.
مردمی بودنش تظاهر نبود، آن گونه که در جهان امروز رسم است و حاکمان برای تظاهر و طرح در تلویزیون، پرده های نمایشی را به اجرا می گذارند و به خیال خود خاکی بودن ومردمی بودن را به نمایش می گذارند!
3- در دسترس بودن؛ از خصوصیات اخلاق عملی آیت الله منتظری باز بودن در بیت ایشان به روی همگان و در دسترس همگان بودن بود. هرگز کسی را از ملاقات و دیدار محروم نمی کرد. هرگز به کوچکی و یا بزرگی افراد در شنیدن سخن و استدلالشان نگاه نمی کرد! هرگز اجازه نمی داد حاجبان و دربانانی بین ایشان و مردم فاصله بیا ندازند! هرگز کسی در حضور ایشان به لکنت زبان نمی افتاد! تا احساس می کرد که ابهت حضور ایشان کسی را گرفته است با گفتن چند لطیفه فضا را بسیار ساده می کرد تا طرف حرف دل خود را بزند. اگر برخی دوست می دارند که مردم همچون بندگان در مقابل آنها بایستند و با خم و راست شدن و با عذر خواهی های فراوان و ترس و لرز حرف بزنند، اما ایشان اینگونه نمی پسندید! این اخلاق پیامبری است که وقتی عربی بیابانی می آمد و ابهت حضور پیامبر او را می گرفت، حضرت می فرمود« آسوده باش برادر عربم، من پسر همان زنی هستم که با دستان خود شیر بز را می دوشید، چرا به لکنت افتاده ای؟ من هم مثل شما یک انسانم، با این تفاوت که به من وحی می رسد و به شما نمی رسد، من هم همانند شما می خورم، می آشامم، در بستر می خوابم، و یک زندگی ساده انسانی دارم، از عالمی دیگر نیامده ام، پدرم عبدالله است و مادرم آمنه دختر وهب که همه شما آنان را می شناسید.»
منتظری چنین رفتاری را داشت، او با هم صحبت های خود، از نجف آباد و خاطرات دوران کود کی، جوانی، پدر، مزرعه، کار کشاورزی و دوران طلبگی می گفت، تا مبادا احساس غریبی و دوری به مخاطب دست بدهد. او فضا را آن گونه تلطیف می کرد که دیگران خیلی زود احساس خودمانی بودن می کردند و سر سخنشان باز می شد.
دشمنانش او را به تحت تاثیر دیگران بودن، متهم می کردند! می گفتند هرکس پیش ایشان برود و حرفی را بزند تحت تاثیر قرار می گیرد و مبنای تصمیمش می شود! اتفاقا همین ایراد را عربهای جاهلی بر رسول خدا(ص) می گرفتند« ومنهم الذین یوذون النبی ویقولون هواذن قل اذن خیر لکم یومن بالله ویومن للمومنین ورحمه للذین آمنوا منکم... سوره توبه آیه 61» واز اعراب کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند و می گویند: او سرا پا گوش است! بگو او سخن نیوش خوبی برای شما است، هم به خدا ایمان دارد و هم مومنان را باور دارد، و برای کسانی که ایمان آورده اند رحمتی (از جانب خداوند) است.
4- سعه صدر؛ از ویژ گی های اساسی برای کسی که خود را در معرض رهبری و هدایت جمع و جامعه قرار می دهد داشتن سعه صدر است. ایشان به اصطلاح عامیانه و رایج بین مردم از این خصوصیت اخلاقی یاد می کرد؛ می فرمود کسی که رهبری قوم وملتی را به عهده می گیرد باید دنده اش پهن باشد، جنبه داشته باشد! زیرا مردم یکسان و یک دست نیستند، بلکه همانند انگشتان دست متفاوت آفریده شده اند، افکار، روحیات، روان، و خردشان متفاوت و گوناگون است. یک رهبر باید برخوردار از سعه صدر باشد همانگونه که حرف ملایم را می شنود و توجه می کند حرف درشت و خشن را هم بشنود و به آن توجه کند. زیرا به فرموده مولا علی (ع) «مردم دو دسته اند، یا برادران هم کیش و آیین تو اند، و یا همانند تواند در خلقت و آفرینش پروردگارت. نهج البلاغه، نامه 53». ایشان هم براین باور بود که انسانها به حیثیت انسانیشان از احترام و ارزش برخوردارند. بارها خطبه 216 نهج البلاغه را تکرار می کرد و می فرمود وقتی علی (ع) می فرماید« گمان نکنید که من از تملق و چاپلوسی شما خوشم می آید، مرا از گفتن سخن حق و یا مشورت و خیر خواهی خود محرومم نکنید، فکر نکنید که انتقاد و سخن درشت شما بر من گران می آید، من فراتر از آن نیستم که خطا و اشتباهی نکنم، مگر خدا مرا نگهدارد» دیگر حساب ما روشن است. چگونه ما ادعا کنیم که همه چیز را می دانیم و دیگران را از اظهار نظر بازداریم، و به سخن آنها گوش ندهیم؟!
5- ساده زیستی؛ لباس فرم برای هر صنفی که از آن برخوردارند، نوعی تشخص به حساب می آید. لباس روحانیت در عین تشخص، از ویژگی خاصی برخوردار است که دارنده آن در نظر مردم، یا به جهت عادت ویا به جهت عالم دین بودن و شهرت به لباس پیامبر، از نوعی قداست و احترام برخوردار است. آیت الله منتظری عامدا تقید به پوشیدن لباس را در دیدارهای خود بر هم می زد! بسیاری از چهره های سیاسی، علمی و طبقات مختلف مردم ایشان را در حالی دیدار می کردند که در لباسی معمولی بود! حتی برای مصاحبه با رسانه های خارجی ایشان لباس رسمی نمی پوشید و به انداختن عبایی بر دوش اکتفا می کرد. گاهی خبرنگاران تقاضا می کردند که می خواهیم عکس و تصویر ایشان را در لباس رسمی داشته باشیم که ایشان اجابت می کرد! شاید بسیاری این گونه رفتار ایشان را به عنوان یک نقیصه مطرح کنند! اما واقعیت این بود که آن مرحوم می خواست با سادگی و بدون آلایش با مردم مواجه شود.
تن آدمی شریف است، به جان آدمیت نه همین لباس زیبا ست، نشان آدمیت
سادگی و ساده زیستی ایشان در تمامی عمر و در همه جهات بود. کسی که به دفتر و اندرون بیت ایشان رفت و آمد داشت کاملا این سادگی را مشاهده می کرد. حتی فرزندان ایشان هم به تاسی از پدر از زندگی ساده ای برخوردارند.
6- عالم عامل؛ ویژگی یک عالم دینی داشتن علم نیست، بلکه علاوه بر داشتن علم، عمل به علم است که او را از سایر عالمان و دانشمندان ممتاز می کند. بسیاری از دانشمندان علوم تجربی و یا فلسفی در رتبه بالایی از علم قرار دارند، اما نمی توانند الگوی جامعه باشند، چون در عرصه عمل و رفتار است که جنبه الگویی پدیدار می گردد. عالمان دینی هم در تاریخ بسیار بوده اند که چون خود به علمشان عمل نمی کردند، نمی توانستند الگوی مناسبی برای جامعه خویش باشند. امام حسین(ع) در خطبه مخصوص خود که به علمای دینی و صحابه پیامبر(ص) و تابعین خطاب می کند، بر همین نکته حساس انگشت اشارت خود را می گذارد و آنان را نکوهش می کند که «شما با سکوت خود وعمل نکردن به علم خود سبب این همه جنایت و انحراف از مسیر اصلی دین خدا و سنت پیامبر(ص) شده اید!»
مردم از عالمان دین انتظار حضور به موقع، اعلام موضع به موقع، و برخورد با انحرافات را به موقع دارند. اگر عالمی به این وظیفه حساس خود بی توجه باشد و به خاطر موقعیت و منزلت خود و یا ترس از استبداد دستگاه حاکمه و یا تعرضات مزدوران حکومت، سکوت کند و جنایات حاکمیت را محکوم نکند، از چشم مردم می افتد و جنبه الگوبودنش از بین می رود! نمونه بارز آن را ما در عاشورای سال 61 هجری مشاهده می کنیم! که آن حادثه خونبار و لکه ننگ بر دامن جامعه اسلامی به خاطر سکوت عالمان وعدم انجام وظیفه اتفاق افتاد و در تاریخ ثبت شد!
آیت الله منتظری عالمی عامل بود. هیچ چیز ایشان را از انجام وظیفه باز نمی داشت. ایشان به جز خدا و مسئولیت در برابر خدا از هیچ چیز هراس نداشت. در برابر هر انحرافی، ظلم و ستمی، و حق کشی ای، خروش بر می داشت. ایشان در درسهایشان به همین احادیث پرداخته و برای شاگردان تبعات بی توجهی به وظایف را بیان کرده بود. اما این کافی نبود که یک استاد فقط خوب درس بگوید و خوب مطلب را بیان کند، بلکه باید در عمل هم به شاگردان و پیروانش نشان دهد که چگونه به دانش خود عمل کنند و در جامعه به بیان حقیقت بپردازند و از غیر خدا واهمه ای نداشته باشند.
این ویژگی ها و دهها ویژگی دیگر بود که آیت الله العظمی منتظری(قدس سره) را از سایر همنوعان خود متمایز می ساخت و او را بر دیده و دل مردم می نشاند. تشییع جنازه و نوشته های برخاسته از دل بسیاری از ارادتمندان به آن پیر روشن ضمیر، که شاید بسیاری او را از نزدیک هم ندیده بودند، نشان از این واقعیت دارد. اگر مانع نمی شدند در این چهل روز مردم در شهرهای مختلف ایران با برگزاری مجالس بزرگداشت نشان می دادند که تا چه حد به آن مرجع و مرشدشان عشق می ورزند.
خداوند او را با پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت(ع) و شهدا همنشین کند و به ما توفیق ادامه راهش را مرحمت فرماید. آمین یا رب العالمین.
( به روح بلند ایشان حمد و سوره ای را نثار کنیم).
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.