هادی خرسندی
اول اجازه ميخواهم اينجا يکبار ديگر انتساب آن منظومهی رکيک را به خودم تکذيب کنم که در دايرهی اينترنت همچنان با عکس و امضای من ميچرخد.
آن شعر رکيک مال من نيست
جز گفتهی شيک مال من نيست
هر جا قلمی جدا ز پاکیست
آن پارکر و بيک مال من نيست
يک مقالهی تحقيقی که از من بعيد است!
هادی خرسندی
به درستی روشن نيست که واژهی جادوئی "سهنقطه" از چه تاريخی وارد ادبيات ما شده؟ در کتيبههای ميخی داريوش و کورش، باستانشناسان گاه به فونتهای پونز مانندی برخوردهاند که سهتا سهتا کنار هم چيده شده، اما بيشتر به نظر ميرسد نشانهی "الخ" يا "الیآخر" باشد تا کلمهی "الله" يا الفاظ رکيک.
اوائل انقلاب که روحانيت تشيع از احترامی برخوردار بود، مطبوعات نام آنها را به صورت "آيت ..." مینوشتند. محملش اينکه چون روزنامه و مجله در ديار ما مصارف ديگری غير از خوانده شدن – و حتی بيش از خوانده شدن!-دارد، صلاح نبود که نام مبارک "الله" آلوده به حلواارده (Halva –Ardeh)و زردچوبه و قره قوروت شود. اين سهتا نقطه هم مثل خود آيت الله، نشانهی "الله" بود.
بعد از مدتی حضرات آيات عظام گزينهی "سهنقطه" را بايکوت کردند و ترجيح دادند که ذات الفبا و عين "الله" پيش از نامشان متجلی باشد و لقب روحانیشان که تيتر علمیشان هم بود به نقطهچين برگزار نشود. چه، وقتی قرار است نام کوچک و خانوادگی آنها معاذالله زير دست و پا بيفتد و حلوااردهای شود، چرا فقط بايد به فکر نجات "الله" باشند؟
در اين ميان نقش برخی روزنامهنگاران بیمسئوليت هم بیتأثير نبود که در اين فرايند برای حضرات مورد علاقهشان چهارنقطه هم ميگذاشتند و يک نقطه خاصه خرجی ميکردند يا حتی ديده شده بود که الف الله را هم باقی گذاشته مابقی را به صورت "آيت ا ..." می نوشتند و موجب غبطه و بلکن حسادت ساير علما میشدند.
کم کم دامنهی اعتراضات از سوی علمای عظام بالا گرفت. در ابتدا آيت الله خودش را جلو نمیانداخت و چنان که معمول است و سنگينتر است، ابتدا با گزينهی «بيت آن حضرت» (Beyt)– که ابوابجمع و اهل بيت و عيالات و احتمالاً شوهرخواهر و باجناق و خواهرزاده و حتی دائی را شامل ميشود – با نشريه تماس ميگرفت و اگر کاری پيش نميرفت سرانجام شخص آيت الله، ناصر ملک مطيعی-وار، وارد صحنه ميشد و با فرستادن دستخطی به امضای: "الاحقر آيت الله فلان!"، به سردبير مربوطه گوشزد ميکرد که "جايز است امساک در منقوط کردن القاب مراجع"! که البته منظور از "مراجع" خودش تنها بود. البتهی ديگر اينکه "آيت الله"ی که در امضا ميآمد با مرکب اضافی که به آن تزريق شده بود، نسبت به باقی نامه، حالت برجسته و بولد به خود ميگرفت.
چنين شد که در مدت کوتاهی بعد از انقلاب شکوهمند، چيزی که در اين زمينه باقی ماند تنها سهنقطههای بادوام و جاودانه ی ديوان عبيد زاکانی و ايرج ميرزا و اديب الممالک فراهانی ... بود که هنوز هم به قوت لايزال (Layazal)خودشان باقی هستند. (شايد يکی هم از دلايل پرهيز "حضرات آيت ..." از القاب سه نقطه، سابقهی ذهنیشان از نقطههای اينگونه کتابهای ضاله بوده باشد و خوف از تداعی قارئين. که نستالژیاش خوانند. وا... اعلم.)
در کتابهای "بیناموسی" سه نقطهها، جای مانور بيشتری داشتند و گاه «يک دستگاه سه نقطه» در يک پاراگراف به سه معنی مختلف (و گاه حتی متضاد!) به کار ميرفت.
کاربرد متنوع و چند وجهی "سهنقطه" اخيراً در متون «سياسی – مذهبی – مبارزاتی» هم جای خود را باز کرده است. نگاهی به يک پاراگراف از بيانات آقای کروبی "در ديدار با جمعی از چهرههای برجسته (Barjesteh) و نخبگان سياسی کشور ...." (به گزارش سحام نيوز) جلوه ای تازه از کاربرد ساختارشکنانهی «سه نقطه» به دست ميدهد:
"کروبی افزود: «من يکبار از آقای هاشمی پرسيدم که از آقای “…” چه خبر؟، آقای هاشمی گفتند: من به اتفاق آقای “…” با آقای “…” ديداری داشتيم که آقای “…” گفت: من با تحقيقاتی که انجام دادهام به اين نتيجه رسيدهام که تا ظهور امام زمان(عج) تلاش برای حکومت اسلامی فايدهای ندارد." (نقل شده در: «گويانيوز» - ۶بهمن ۸۸)
اينگونه شفاف سخن گفتن و مردم را در جريان مسائل پشت پرده قرار دادن، نمونهی بارز بیشيله پيلگی روحانيون و دولتمردانی است که تعامل «ول کن تا ول کنم» و «نکش تا نکشم» با همديگر را ندارند و آنجا که پای منافع ملت و کيان اسلام در ميان باشد هيچگونه لاپوشانی و مخفیکاری روا نميدارند.
همانا به درستی معلوم نيست که آقای کروبی در هنگام سخنرانی، اين سه نقطه ها را شفاهاً ادا کرده يا با انگشتان دست نشان داده است. قدر مسلم اين سخنرانی بعد از اولتيماتوم رهبری انجام شده که دستور داد «آقايان خواص موضع خود را شفاف کنند.» چه اگر اثر فرمايشات مقام معظمشان نبود، آقای کروبی لزومی نميديد تا اين حد هم شفاف حرف بزند.
آيا کروبی سراغ کدام آقای "سهنقطه" را از آقای هاشمی گرفته است؟ آنگاه آقای هاشمی گفته است که با کدام آقای "سهنقطه" به ديدار کدام آقای "سهنقطه" رفته است؟ آيا آقای "سهنقطه"ی آخری که از بیفايده بودن جمهوری اسلامی حرف زده همان آقای "سهنقطه"ايست که کروبی سراغش را گرفته؟ يا اين حرف ها را آقای "سهنقطه"ای که همراه رفسنجانی بوده، گفته است؟
اگر رياضیتان خوب است در اين معادلهی سه چهار مجهولی پيدا کنيد بقال را، يا پرتقال فروش را.يا هر کاسبکار ديگر را! (businessman)و اگر ميخواهيد يک مسئلهی رياضی سرگرمکنندهتر درست کنيد، جای آقای هاشمی هم "سهنقطه" بگذاريد. يا جای سهنقطهی آخر و ماقبل آخر، اسم «آيت الله يزدی» را بگذاريد و برويد برای پيدا کردن آقای "سهنقطه"ی باقیماندهای که با آقای هاشمی همراه بوده!
پس حالا انصاف بدهيد که آقای کروبی به اندازهی کافی شفاف حرف زده. ايشان ميتوانست همان پاراگراف را با "سهنقطه"های بيشتری به ملت ايران تحويل دهد:
کروبی افزود: «من يکبار از آقای "سه نقطه" پرسيدم که از آقای "سه نقطه" چه خبر؟، آقای "سه نقطه" گفتند: «من به اتفاق آقای "سه نقطه" با آقای "سه نقطه" ديداری داشتيم که آقای "سه نقطه" گفت: «من با تحقيقاتی که انجام دادهام به اين "سه نقطه" رسيدهام که تا ظهور "شش نقطه" (عج) تلاش برای حکومت "سه نقطه" فايدهای ندارد.»
گشايش رمز اين پاراگراف برای آدمی که خبرها را تعقيب ميکند البته کار مشکلی نيست. فاجعه اينجاست و حقيقت!، که کسی عمداً يا سهواً، با کدهای عبيد و ايرج ميرزا، بخواهد از پاراگراف بالا، واقعيت را کشف کند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره میشود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.