۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

جملاتی از سلمان رشدی در مورد انقلاب 57 ايران و رهبر آن در کتاب آیات شیطانی

اين نکته براي من جالب است که در ايران همه مي دانند که سلمان رشدي به پيامبر اسلام توهين کرده است (به برداشت مسلمانان). اما تقريبا همه نميدانند که او همچنين يک بخش از کتاب خود را به انقلاب ايران و به تصوير کشيدن چهره رهبر آن اختصاص داده است. شايد آنچه که باعث شد آن فتوي جنجالي از سوي رهبر انقلاب ايران در جهت قتل سلمان رشدي صادر شود همين بخش از کتاب او باشد. اينها جملاتي کوتاه از آن بخش کتاب هستند:

بله، این مرد شوم و ابرو در هم کشیده که همچنان بیدار است و لباسی گشاد بر تن دارد امام است.
در تبعید هرگز غذا پخته نمیشود،. نگهبانان با عینک دودی از بیرون غذا می خرند. در تبعید هرگونه تلاشی برای ریشه دواندن خیانت می نماید: چنین تلاشیهایی اقرار به شکست است.
امام مرکز چرخی ست.
اما پیاپی آب می نوشد، هر پنج دقیقه یک لیوان آب مینوشد تا خود را پاک نگهدارد. آب را قبلا از یک فیلتر ماشینی آمریکایی گذرانده تصفیه کرده اند. همه جوانان دور و برش با رساله امام که درباره آب است آشنایی دارند …
بی هیچ جنبشی میجنبد، بی هیچ عملی آنچه می خواهد به انجام می رساند و بی آنکه واژه ای بر زبان آورد سخن میگوید. او شعبده باز است و حقه اش تاریخ. نه نه چیزی شگفت تر از آن …
این جبرئیل رویا که کاملا شبیه جبرئیل بیداریست، لرزان در خلوتگاه امام ایستاده است. چشمان امام مانند ابر به سفیدی میزند.
جبرئیل برای چوشاندن ترسش با کج خلقی میگوید: چه اصراری دارید حتما ملک مقرب ببینید؟ خودتان میدانید آن دوران دیگر تمام شده است. امام چشمانش را میبندد و آه میکشد. از فرش زیر پا رشته های پیچیده پر پشمی دراز می شوند و به دور پاهای جبرئیل می پیچند و محکم نگهش می دارند…

امام با یک حرکت که به طرز شگفت انگیزی سریع است، ریشش را روی شانه اش می اندازد، دامن پیراهنش را بالا میزند و دوپنای دوکی شکلش را که مثل هیولا پر از پشم است هویدا میکند، در سیاهی شب به هوا می پرد و با ناخن هایی که بلند شده و به چنگالهای خم شده می ماند ….
در کنار درهای تاریک خانه ها مادران چارقد بسر پسران عزیز کردهشان را بشوی تظاهرات هل می دهند. برو شهید شو، هرچه لازم است بکن. بمیر. صدای غیبی میگوید : میبینی؟ چقدر دوستم دارند؟ هیچ استبدادی در دنیا نمیتواند در برابر پیشروب این عشق آرام مقاومت کند.
جبرئیل گریان جواب میدهد این عشق نیست. نفرت است.آن زن. ملکه مردم را به دامان تو رانده….
و این هم جمله ای که احتمالا باعث صدور آن فتوای جنجالی برای قتل نویسنده آن از سوی روح الله خمینی شد.
جبرئیل که با هراس چشم از او بر می گیرد، امام را می بینید که به هیبت هیولا در آمده و در حیاط جلویی قصر دراز کشیده ، دهانش را بحال خمیازه کنار دروازه باز کرده و مردم را که از آن می گذرند می بلعد.




جملاتی از سلمان رشدی در مورد انقلاب 57 ايران و رهبر آن در کتاب آیات شیطانی � انديشه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter