۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

گربه خسته از سالیان سخت چشم در چشم ما دوخته!

این روزها جنبش سبز آزادیخواهی مردم همیشه نگران ایران به مراحل حساس و تعیین کننده ای رسیده است.جنبشی که میتوان آن را ادامه جنبش مشروطیت،ملی کردن صنعت نفت(که ایکاش وجود تمیداشت) و انقلاب سال 1357 دانست.اگر چه در دوران کوتاهی بین پیروزی مردم مشروطه خواه سقوط محمدعلی شاه قاجار تا روی کار آمدن رضاخان پهلوی ملت زجر کشیده ایران مزه آزادی را چشیدند و از آن بهره بردند اما اندک اندک این فرصت هر چند کم از آنها دریغ شد.آزادی های سیاسی از بین رفت مطبوعات و رسانه های آزاد که شاخصه اصلی آزادی در هر کشورند از بین رفت و بجای آن هرزنامه های ریا و تزویر پدیدار شد.دیگر همه خردمندان به این نکته رسیده اند که رکن اساسی هر کشور آزادی رسانه و مطبوعات آزاد است آزاد تا بتواند حرفش را بزند فریاد بزند اما روی کاغذ و در جلوی دوربین آزاد تا عقده نشود در گلو.اشتباهی که پهلوی دوم کرد خودش را با آزادترین کشورها مقایسه میکرد اما آزادی مطبوعات و رسانه هایشان را ندید و نمیخواست ببیند.آزاد اندیشان راستین و دلسوز سر از زندانها در آوردند و هر چقدر فشار بر آنها و کتابهایشان بیشتر میشد به همان نسبت قشری از جامعه که در طول سده ها به برکت رواج خرافه و زبان بازی در میان توده مردم و طبقه متوسط و حتی آنانی که به غلط یا درست نام روشنفکر بر آنها نهاده شده بود نفوذ کردند منبرهایشان بلندتر بلندگوهایشان قویتر و بودجه هه آنها بیشتر و بیشتر میشد و شگفت آنکه حاکم خودخواه نیز گله را در چنگال گرگ دیدن بهتر از دیگر کارها میپنداشت و حاضر بود گرگ گله را بدرد اما گله مطیع او شبها بع بع و مع مع راه نیندازد تا خوابشان را بر هم زند که در این بین خوابگزاران خوش خدمت هم با او همراهی میکردند.کار بدانجا رسید که گرگ را در سر هوای دیگر در سر افتاد و اما چوپان هنوز خواب بود یا شاید خودش را به خواب زده بود.هنگامی از خواب ناز برخاست که گله هم عادت گرگ در او اثر کرده بود اما دیگر دیر شده بود.دیگر دیر شده بود تا در نی خود بنالد گله های خوبم صدای بع بع و مع مع شما را شنیدم تا حالا چه میکردید؟درست 30 سال گذشت اما حکایت باز هم همان حکایت است با این تفاوت که دیگر جز اندکی علفخوار از گله اثری نمانده اما گرگها زیادتر شده اند چاره چیست؟ دیگر مردم ایران به آن حد از بلوغ رسیده اند که روشنفکرشان علی شریعتی و مهدی بازرگان و بنی صدر نباشد به آن حد از کمال رسیده اند که خود چه کم از روشنفکران تاریک اندش دارند که کمک کردند تا ایران به این سیاهی گرفتار آید.روشنفکران امروز ایران همان جوانان و پیران به خون خفته اما با شهامت و با صداقتی هستند که در خیابان و زندانها پرپر شدند روشنفکر نداست روشنفکر امیدرضاست روشنفکر سهراب است روشنفکر مادر سهراب است روشنفکر مادر نداست روشنفکر شادی است روشنفکر خودمان هستم باور کنیم خودمان را و ریشه ظلم و ظالم را با همدلی از بیخ و بن برکنیم تا گربه خسته از سالیان سخت نفس راحتی بکشد




این روزها جنبش سبز آزادیخواهی مردم همیشه ... | CopyTaste

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter