۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

“سبزه مزبله” ، به بهانه صحبتهای اخیر ده نمکی

جمال ایرانی

اگر درس تعلیمات دینی دبیرستان را به یاد داشته باشید و یا همانند من برای رسیدن به دانشگاه ، این درس را در کنکور بالای نود درصد زده باشید،حتما این حدیث پیامبر اسلام که تحت عنوان "سبزه مزبله" معروف است را به یاد دارید.بد نیست آنرا یادآوری کنم که طبق این حدیث پیامبر، یارانش را از ازدواج با "سبزه مزبله" منع می کند.وقتی از ایشان می پرسند منظورتان از "سبزه مزبله " چیست ، ایشان دختر زیبارویی را می گویند که در خانواده خوبی بزرگ نشده باشد.صحت و سقم این حدیث بماند ، ولی وقتیکه صحبتهای ده نمکی را در تلویزیون دیدم ، بی اختیار به نام این حدیث معروف و همین اصطلاح "سبزه مزبله" افتادم.

حرفهایی که ده نمکی می زد ، در جاهایی خیلی منطبق بر آرمانهای جنبش سبز بود ، آن جاهایی که از مبارزه با دروغ و بی عدالتی حرف می زد.آن جاهایی که صحبت از ناکارآمدی نظام به میان می آورد.و خیلی جاهای دیگر.ولی متاسفانه این حرفها بر زبان کسی رانده می شد که آشنایی با سابقه و رویکرد ایشان در گذشته و حقیقت اعمال و رفتار ایشان و همفکرانش ، بی اختیار انسان را به یاد "سبزه مزبله" و یا جاری شدن حرفهایی خوب بر زبان کسی که شاید اعتقادی به آنها ندارد و بیشتر از این کلمات و صحبتها هدف دیگری دارد ، می انداخت.

اگر چه این خیلی اتفاق مبارک و میمونی است که کسی مانند ده نمکی چماق را بر زمین گذاشته و قلم و دوربین دست گرفته است و بالاخره به این نتیجه رسیده است که چماق را باید زمین گذاشت و ما باید از این دگردیسی در نیروهای تندرو و افراطی استقبال کنیم و تا جایی که از دستمان می رسد به دیگر چماق بدستان نیز کمک کنیم تا چماق را زمین بگذارند و آنها را به پای میز مباحثه بکشانیم و قلم و دوربین بدستشان بدهیم، ولی همین نکته "سبزه مزبله" ، باعث می شود که اجازه ندهیم که آنها کاتولیک تر از پاپ شوند و در همین جا هم بخواهند یکه تازی کنند و به نوعی اینجا نیز بخواهند تندروتر از بقیه شوند.در جاییکه مجری بیطرف برنامه در حین بی طرفی کامل ، ایشان را متهم به روشنفکری می کرد و ایشان هم در کمال افتادگی .... بگذریم.

هدف در این نوشته تکرار حرفهای ایشان در آن برنامه نیست که امروزه به لطف فضای مجازی ، از کوچکترین خبری هزاران نسخه قابل دسترسی می باشد ولی ذکر نکاتی به روشن تر شد فضا کمک خواهد کرد.

اول) جناب ده نمکی ، ما هم ، همانند شما معتقدیم که مردم ادعای عدالت خواهی را از مسئولان قبول نخواهند کرد ، به همان دلایل که شما گفتید و دلایل بیشتری که شما نگفتید. ولی ادعای شما در عدالتحواهی از رسانه ای که خود عدالت را رعایت نمی کند نیز،نه شنیده خواهد شد و نه در صورت شنیده شدن ، باور خواهد شد.حتما طعم یکطرفه حرف زدن و خود گفتن و خود خندیدن و خود را مرد هنرمند دانستن ، زیر زبان خیلی از سخنوران تلویریون مزه کرده است ولی شما که می خواهید صدای عدالتخواهی خود را به گوش ملت برسانید ، نمی توانید خود عدالت را زیر پا بگذارید. و در حالیکه کسی مقابل شما نیست تا جواب شما را بدهد و آدرسهای غلط شما را برای منشاء بی عدالتیها به شما گوشزد کند ، خود را علمدار عدالتخواهی معرفی کنید ، اگرچه هم به چپ بتازید و هم به راست.آیا می دانید در رسانه ای به صحبت نشستید که خود مظهر بی عدالتی است؟ ایا می دانید وقتی که به شما در آن برنامه داده شد ، در فضای بی عدالتی مطلق اختصاص یافت؟ و برای دیگران همچین امکانی نیست و با فرض هم فکر بودن شما با جریان حاکمیت به برنامه دعوت شدید؟ و البته دیدید که چگونه حتی شما نیز که از خودشان بودید را پارازیت باران کردند؟ آن پارازیتها را به حساب مهم بودن خود و یا مهم بودن اظهاراتتان ندانید ،که امروزه جمعی از کسانی که هم بهتر از شما در مورد عدالت فکر می کنند و هم حرف می زنند ، در زندان حکومت گرفتارند ، بلکه آنرا به حساب تنگی فضایی بدانید که جتی یک همفکر را هم بر نمی تابد ،و اگر بخواهید از همین نکته نیز می توانید منساء بی عدالتی را بفهمید.

دوم) بارها از انحراف خواص صحبت کردید ، ولی جناب ده نمکی ، مگر آقای خامنه ای خودشان خاص ترین خواص نیستند؟شما می گویید که جوانان در این 30 سال در این نظام بزرگ شدند ، آنها را آمریکا تربیت نکرده ، 8 سال راست بوده و 8 سال چپ 8 سال نیز کارگزاران. آقای ده نمکی اگر هر کدام از این دسته جات 8 سال بوده اند ، دسته رهبرتان که در هر 30 سال در راس بوده است ، چرا آنرا از قلم می اندازید؟اگر قرار است کسی در این میان مقصر باشد ، مگر نه اینکه همان کسی است که در این 30 سال بیشترین قدرت را داشته و بیشترین تاثیرگذاری را؟

شما یا مقصر اصلی را نمی شناسید و یا می ترسید از بیانش ، و اینجاست همان جایی است که شما هم به خط قرمز می رسید و اگر با همین سرعت در مسیر آگاهی حرکت کنید به شما قول می دهم تا چند وقت دیگر شما نیز در زندان خواهید بود.

جناب ده نمکی ، اگر شما نمی دانید بگذار برای شما بگویم ، که امروزه تمام مهره هایی که در حکومت در پستی قرار دارند یا به صورت مستقیم توسط رهبر شما انتخاب می شوند و یا به صورت غیر مستقیم ، ابتدا توسط شورای نگهبان منتخب رهبری دستچین شده و سپس توسط رای تزئینی مردم به مقام می رسند.حال خود بگویید علة العلل تمام ناکارامدی ها کجاست؟

سوم)جناب ده نمکی ، اگر می خواهید واقعا بدانید ریشه تمام مشکلاتی که شما دنبال مطرح کردن آنها هستید کجاست و دنبال راه حل می گردید ، بدانید که اینگونه مشکلات راه حل دموکراتیک دارد. لازمه وجود عدلت در جامعه وجود حداقلی از آزادی است.اینها آزمانهایی است که ما در جنبش سبز به دنبال آنها هستیم.پس اگر می خواهید کاری در راستای رسیدن به این اهداف انجام دهید ، از شما نمی خواهیم که پا در کفش روشنفکران کنید و یا ندای عدالتخواهی سر دهید.، وظیفه شماست که در میان همفکرانتان به فعالیتهای فرهنگی پرداخته و از آنها بخواهید که چماق را بر زمین بگذارند.برای آنها تبیین کنید که دیگر زمان چماق کشی به سر آمده است.مطمئن باشید که اگر حتی یک نفر را قانع کنید که چماق را زمین بگذارد و قلم به دست بگیرد ، تمام وظایف خود درقبال ایران و ایرانی را انجام داده و دین خود را به بشریت و انسانیت ادا کرده اید.در این صورت است که حرفهای زیبای شما نیز در ذهن افرادی همانند من ، تعبیر به "سبزه مزبله" نخواهد شد.





جنبش راه سبز - “سبزه مزبله” ، به بهانه صحبتهای اخیر ده نمکی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما بلافاصله منتشر خواهد شد. این بلاگ خبری، امکانات اندکی دارد و براساس اعتماد و خودکنترلی اداره می‌شود. لطفا از موضوع خارج نشوید و خویشتندار باشید.

Twitter Updates

Twitter Updates

    follow me on Twitter